تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی شهید محمدرضا تورجی زاده - مطالب خاطرات زیبا از تفحص شهداء

پایگاه اطلاع رسانی شهید محمدرضا تورجی زاده
 
می رویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم...
موهایش را آشفته می‌کرد و گریه کنان می‌گشت. خانه‌هایی را که پر از عراقی بود، به خاطر می‌سپرد. عراقی‌ها هم با یک بچه خاکی نق نقو کاری نداشتند. همیشه یک کاغذ و مداد هم داشت که نتیجه شناسایی را یادداشت می‌کرد.



ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات زیبا از تفحص شهداء، 
برچسب ها: زرنگی، سیزده ساله، جوان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 آذر 1391 توسط دیوانه شهید تورجی زاده (اهل کاشانم)
پدر شهید "معراج آیینی" گفت: پسرم الگوی اخلاق و منش پهلوانی بود و تحصیل، تهذیب و ورزش را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود.

ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات زیبا از تفحص شهداء، 
برچسب ها: پدرشهید، شهادت ریبا، رضایت پدر جالب است،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 آذر 1391 توسط دیوانه شهید تورجی زاده (اهل کاشانم)
مین منور شعله بسیار زیادى دارد؛ به حدى که مى‌گویند کلاه آهنى را ذوب می‌کند؛ خوب که نگاه کردم دیدم آثار سوختگى بر روى استخوان‌هاى شهید نوجوان پیداست؛ او برای اینکه عملیات لو نرود خودش را روی مین منور انداخته بود.



ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات زیبا از تفحص شهداء، 
برچسب ها: استخوانهای سوخته، میدان مین، براثر انفجار، شهدا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 آذر 1391 توسط دیوانه شهید تورجی زاده (اهل کاشانم)
در منطقه فکه پیکر شهید 16 ـ 17 ساله‌ای را پیدا کردم که زیر لباسش برجسته بود؛ وقتی دکمه‌هایش را باز کردم یک کتاب و دفتر زیر لباس گذاشته بود. کتابى که 10 سال تمام، با شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود.

ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات زیبا از تفحص شهداء، 
برچسب ها: تفحص، کتاب درسی، جوان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 آذر 1391 توسط دیوانه شهید تورجی زاده (اهل کاشانم)
(تعداد کل صفحات:6)      ...   2   3   4   5   6  
طراح قالب : { معاونت سایبری موسسه فرهنگی شهید محمدرضا تورجی زاده کاشان}